اهل موجانم ، روستایم سرسبز، دورتادورش کوه ،......

پای کوهها همه دشت

در فراسویش باغ

فرش باغش همه از برگ قشنگ انگور

یک طرف باغک بالا هرزآب

یک طرف باغک پایین سردآب

 

اهل موجانم

مردمش ساده و یکرنگ

و   با حال و صفا

همه با غیرت و با شورونوا

خانه ای ساخته ایم از گل و کاه

سقفش از تیروکلاف

پله های سنگی

خشت خشتش همه یادآور آن خاطره ها

روزگار ی که نه غم بود و نه آه

همه پاکی و صفا

 

صبح ها بعد نماز

مادرم بود و خمیر

بوی نان بوی فتیر

بوی دود از سر دیوار تنور

بوی نم روی گلیم

و صدایی که هنوز

می خورد بر سر دروازه گوش

گچه بدمصب و هی هی میراث

آری آهنگ صدای چوپان

در میان کوچه

وقت هی کردن یک گله به پیش

از بز و بره و بزغاله و میش

از میان ده ما تا صحرا

 

ولی افسوس

صدافسوس که آنروز شد امروز و امان از فردا

اهل موجانم .......

/ 0 نظر / 5 بازدید