باز هم فصل هزم فصل یقاق

 

باز هم فصل هِزم1 فصل یُـقاق2

باز هم آواز قاق3 و حاچَلاق4

باز هم یک خوشه زرد هِزم

در میان برگ های سبز و چاق

1. هزم =  انگور 2. یقاق = گردو 3. قاق = کلاغ 4. نوعی کلاغ

 

 

باز هم یک خاطره، یک یاد نو

از زمانهایی که دیگر یاق یاق5 

یاد آن روزی که بابا بر الاغ

پِشکه ها6 را بار می زد طمطراق7

5. یاق یاق = نیست نیست 6. پشکه = جعبه بزرگ انگور 7.طمطراق= باشکوه

 

 در میان جعبه ها و پشکه ها

جای من بود آن زمانها چون چماق

یاد آن روزی که ما تا دشت و باغ

می گذشتیم از کنار جاق8 و طاق9

8. جاق = جوی آب 9. طاق = کوه

 

با هزاران شادی و شور و نوا

اول از هر کار، اَلم10 می شد اجاق

بعد از آن می شد شروع کارو تلاش

دست در دست هم و با اشتیاق

 10. الم= برپا، ساخته

 

نیمه های روز می شد سفره پهن

از هزم ، ظرف قَتُق11 ، مغز یقاق

ای خوش آن روز و خوش آن ایام نیک

وای برمایی که دادیمش طلاق

11. قتق = ماست

 

حال از آن روز و از آن احوال نیک

حسرتش مانده به دل چون ظرف یاق12

وای بر حال من و احوال ما

کو هزم کو آن قتق کو آن یقاق

 12. روغن

 

هیچکس دیگر نه حس دارد نه حال

هیچکس دیگر دماغش نیست چاق

پیرها و قدیمی ها که زحمت می کشند

یک به یک پر می کشند از این اتاق13

 13. منظور از اتاق جهان است

 

ما جوانها هم به جای کار و بار

لاف مردی می زنیم و هیشنَ یاق14

ترسم آخر از ده آباد ما

از یقاق و باغ و طاق و جاق و یاق

14. هیشنه یاق= هیچ نیست ، طبل تو خالی

 

 

یک اثر باقی نماند در زمین

جز کلاغ و حاچلاق و اشتَداق15

کاش می شد تا که فکری تازه کرد

بر نجات این بَلُق16 از باتلاق

 15. اشتداق= رواجاقی قدیم به صورت مثلث  16. بلق = روستا

 

ترسم از موجان و موجانی فقط

مو به جا ماند، شود جان الفراق

 

  

/ 0 نظر / 2 بازدید